المحقق الدواني
8
تهليليه ( فارسى )
چراغى كه شبها در دهليز مدرسه مىافروختند ، ايستاده و مطالعه مىنمود . » « 1 » و در تاريخ « حبيب السير » مىنويسد : « هنوز جلال الدين جوان بود كه به واسطهء قابليت ذاتى از شميم فضايل و كمالاتش ، مشام جويندگان علوم معطر گشت ، و از رشحات قلم گوهر بارش ، گلزار دانش ، رشك بوستان ارم گرديد . سرانجام در ايام دولت امير حسن بيك و يعقوب ميرزا ( بايندرى ) از اقطار و امصار عراقين و روم و اران و آذربايجان و هرمز و كرمان و طبرستان و جرجان و خراسان ، اعاظم افاضل به اميد كسب علم و دانش متوجه ملازمتش بودند ، و بعد از درك آن سعادت عظمى از شعشعه ضمير فيض آثارش ، اقتباس انوار كمالات مىنمودند . » « 2 » نويسندهء دانشمند « پارسى نغز » اين موضوع را روشنتر نوشته و مىگويد : « به روزگار او ( يعنى جلال الدين ) از چهار گوشهء جهان از روم و آذربايجان و بغداد و هرمز و كرمان و طبرستان خراسان دانش پژوهان از پى بهرهبرى از خوان دانش او رهسپار شيراز مىشده و دست نياز بر آستانهء فرهنگ او دراز مىكردند و در انجمن آموزش وى انباز مىشدند . » « 3 » جلال الدين هر روز از هفته را به تدريس يك علم اختصاص داد بود . مثلا شنبه تفسير قرآن ، يكشنبه فقه ، دوشنبه اصول ، سهشنبه حكمت و فلسفه و هكذا ، ولى توجه او بيشتر به تدريس و شرح و تحقيق و تأليف و تصنيف علوم عقلى فلسفه و كلام و منطق و رياضى معطوف بود . غالب شاگردانش نيز در اين رشتهها نزد وى فارغ التحصيل شدند ، مانند كمال الدين حسين ميبدى يزدى ، جمال الدين محمود و . . . مهارت جلال الدين در علوم مختلف و نبوغ و موج فكرى و مخصوصا دقت نظر و حسن ابتكار و ذوق سليمى كه در شرح و بيان و تدريس و تصنيف علوم
--> ( 1 ) - نقل از مفاخر اسلام ، ج 4 ، ص 411 ( 2 ) - نقل از مفاخر اسلام ، ج 4 ، ص 411 ( 3 ) - نقل از مفاخر اسلام ، ج 4 ، ص 411